خرید بک لینک
روزی آقا برای کوه پیمایی به کوه های اطراف تهران رفته بودند...

دختر و پسری را دیدند که سر و وضع مناسبی نداشتند...

از رفتار آن ها معلوم بود خیلی ترسیده بودند...

فکر میکردند آقا همین حالا دستور بازداشتشان را صادر خواهند کرد...

آقا سلام و احوال پرسی گرمی کردند و پرسیدند...

شما زن و شوهر هستید...

رفتار خوب آقا را که دیدند...

گفتند...

نه ما دوست هستیم...

آقا فرمودند...

اگر مایل بودید یک روز بیایید...

من حاضرم خطبه ی عقد شما را بخوانم...

آن دو جوان خدمت آقا رسیدند...

آقا نیز خطبه ی عقد را جاری کردند...

دختر محجبه شد و پسر مذهبی...

برچسب: نویسنده: جوان عصر امام خامنه ای تاريخ: دوشنبه 4 شهريور 1392 ساعت: 18:07

صفحه بندی