اومده بود مرخصی...
نصفه شب با صدای ناله اش از خواب پریدم...
رفتم توی اتاقش...
دیدم سجده کرده بود...
و بلند بلند گریه میکرد...
میگفت...
خدایا...
اگه شهادت رو نصیبم کردی...
میخوام مثل مولا (ع) سر نداشته باشم...
مثل علمدار (ع) بی دست شهید شم...
جنازه اش رو که آوردن...
سر نداشت...
یه دستش هم قطع شده بود...
مثل حسین (ع)...
مثل عباس(ع)...
شهید ماشاالله رشیدی

برچسب:
نویسنده: جوان عصر امام خامنه ای